دختر هفده ساله‌ای که میلیونر است احتمالا باید شخصیت جالبی داشته باشد. تعجب نکنید؛ ثروتش حاصل ارث و میراث نیست.
او با قدرت، تلاش و ابتکار خود توانسته است این سرمایه را کسب کند.
اشلی نام همین دختر خوش‌فکر  و موفق است. از زمانی ‌که اینترنت به عنوان ابزاری برای کسب درآمد به کار رفت، قواعد کسب ‌و ‌کار سنتی کاملا از بین رفت و به این ترتیب همه افراد با هر سن و سالی توانستند مهارت‌ها و توانایی‌های خود را نه در حد کشوری بلکه در حد بین‌المللی بروز دهند. چرا که در فضای اینترنت بازاری به وسعت کره زمین و مشتریانی بیش از نهصد میلیون نفر وجود دارد و کافی است که درصد بسیار کوچکی از این افراد از خدمات شما استفاده کنند در این صورت اتفاقی که برای «اشلی» دختر ۱۷ ساله افتاد برای شما نیز خواهد افتاد.
در سال ۲۰۰۴ یعنی زمانی که اشلی تنها ۱۴ سال داشت سایتش را با عنوان whatever life راه‌اندازی کرد و توانست در عرض ۲ سال درآمد ماهانه خود را از هشت دلار پول توجیبی مادرش به ۷۰ هزار دلار برساند.
اشلی این سایت را برای نمایش کارهای طراحی خود ایجاد کرد و سرمایه‌گذاری او تنها ۸ دلاری بود که از مادرش برای رجیستر کردن یک نام دامین گرفته بود! با وجود این‌که به گفته خودش در یادگیری و استفاده از زبان HTML بسیار کندفهم بود، سایتش را خودش ایجاد کرد اما جز تعداد محدودی از دوستانش، شخص دیگری علاقه‌ای به کارهایی که او روی سایت قرار داده بود، نشان نداد و نتوانست بازدیدکننده دیگری به سایتش بیاورد تا این‌که راه‌حل جالبی را برای این مشکل پیدا کرد. در آن موقع اشلی در سایت Myspace عضو بود و تازه با Customize کردن صفحه پروفایل خود در آن سایت آشنا شده بود، بنابراین تمام تلاشش را کرد و برای پروفایل خود یک طرح مناسب ایجاد کرد.
بعد از آن هم‌کلاسی‌هایش از او خواستند تا برای پروفایل آن‌ها نیز طرحی ایجاد کند. اشلی از این فرصت استفاده کرد و طرح‌هایی که برای قالب پروفایل در سایت Myspace به کار می‌رفت را روی سایت خود قرار داد و از دوستانش خواست که از روی سایت طرح‌های مورد علاقه خود را انتخاب کنند و در سایت Myspace استفاده‌ کنند. او کم‌کم طرح‌های بیشتری را ایجاد کرد و روزانه چندین طرح مختلف را روی سایتش قرار می‌داد.
در سال ۲۰۰۵ ترافیک سایت او به حدی افزایش یافت که مجبور بود برای سایتش یک سرور اختصاصی اجاره کند اما هزینه اجاره ماهانه سرور اختصاصی بیش از پول اندکی بود که او به دست می‌آورد. بنابراین به فکر کسب درآمد بیشتر افتاد و راه‌حل آن را در آگهی‌های گوگل دید. او در ابتدا فکر می‌کرد ۵۰ دلار در ماه یک نتیجه رضایت‌بخش است اما چک ۲۷۹۰ دلاری گوگل برای او بسیار غیرمنتظره بود به طوری‌که مادرش اعتراف کرد این مقدار پول بیشتر از حقوق ماهیانه‌اش است.
هم‌اکنون زندگی و کسب‌ و کار اشلی در یک خانه ۲ طبقه که آن را ۲۵۰ هزار دلار خرید، متمرکز شده است و خواهر ۸ ساله و مادرش با او در این خانه زندگی می‌کنند (پدر او در سن ۴۲ سالگی بر اثر سکته قلبی فوت کرد).
در سال ۲۰۰۶ یکی از شرکای تجاری سایت Myspace پیشنهاد خرید سایت اشلی را به قیمت بیش از ۵/۱ میلیون دلار به او ارائه کرد اما اشلی تقاضای آن‌ها را رد کرد و سه ماه بعد مجددا مدیران این شرکت با او تماس گرفتند و پیشنهاد جدیدی را مطرح کردند: ۷۰۰ هزار دلار پول نقد، یک خودروی گران‌قیمت و شوی اینترنتی شخصی او با بودجه تبلیغاتی ۲ میلیون دلار. اما اشلی در جواب به آن‌ها گفت: «من این سایت را از هیچ ایجاد کردم و می‌خواهم ببینم تا کی می‌توانم آن‌ را حفظ کنم».  سایت اشلی در حال حاضر هفت میلیون بیننده در ماه دارد و هر ماه ۶۰ میلیون بار صفحات سایت او بازدید می‌شود و درآمد ماهیانه او نیز هم اینک بیش از ۷۰۰ هزار دلار است..

نویسنده :  استادآریافر

و این است قدرت تجارت الکترونیک!!! همین حالا کسب و کار اینترنتی خود را راه اندازی کنید!


 
۲۶ دی ۱۳۸۸
فرشاد شمشاد

۴ نظر به داستان میلیونر شدن یک دختر ۱۷ ساله!

  1. امیرحسین می‌گه:

    سلام
    ممنون از مقاله
    حالا آدرس سایت این بنده خدا چیه؟

  2. فرشاد شمشاد می‌گه:

    درود..

    راستش تا جایی که سرچ کردم و میدونم این هست :

    http://whateverlife.com/

    اگه اشتباه میکنم تصحیح کنید .

  3. علی موسوی می‌گه:

    بله سایت whateverlife.com هست.

    البته خبر مال سال ۲۰۰۷ ه … احتمالا الان اون ماهی ۷۰۰٫۰۰۰$ تا شده ماهی $۱۴٫۰۰۰٫۰۰۰ :D

  4. بازهم سلام فرشاد خان

    فرشاد خیلی داشتان با حال و رویای بود فرشاد اگه از این داستان های خوشگل و رویای برای ما داری بزار و یا به ایمیل و یا لینکش رو برام بزار چون خیلی داستان جالبی بود

    میگم ای دختره زن ما نمیشه ما خیلی بهش اعلاقه مند شدیم دی

    فرشاد پس فردا می ریم برای خواستگاری با مامانش هماهنگ کن،بابا که نداره فرشاد یکی عکسی از این دختره می زاشتی نگاه کنی خوشگله یا نه دی

    قبلا هم یه چنین داستانی رو شنیده بود ولی اون موضوعش فرق می کرد

» ارسال نظرات